أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

290

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

امارت حسن بن قتاده و نفوذ عباسيان [ 617 - 619 ] بدين ترتيب حسن به امارت رسيد ، مردى بسيار تند كه هيچ تسامحى در كارش نداشت . او براى عباسيان و ايوبيان دعا مىكرد . به رغم آن كه حسن فردى تند و شديد بود ، اما نفوذ عباسيان از طريق همان پرداخت‌هايى كه از زمان جعفر ثائر آغاز شده بود ، توسعه مىيافت . وى هميشه اين مرسوم را دريافت مىكرد تا آن كه يك بار قافلهء عراق به رياست يكى از بردگان خليفه الناصر لدين الله به نام اقباش به مكه مىآمد و مرسوم ولايت را به اسم حسن مىآورد . حسن دريافت كه برادرش راجح با اقباش در ارتباط بوده ، از او خواسته است وى را به امارت بردارد ، در عوض او مالى هم به وى و به خليفه خواهد بخشيد ! به دنبال آن ، حسن راه‌هاى ورودى مكه را بست و مانع از آمدن حجاج عراقى شد . اقباش در نزديكى ورودى مكه با او درگير شد . چيزى نگذشت كه اقباش از سپاه خود جدا شده بر جبل حبشى در كنار ديوار شهر « 1 » بالا رفت در حالى كه مركز استقرارش را استوار مىديد و كاملًا اعتماد به نفس داشت . بسا خواسته بود تا از اين طريق گفتگو كند ؛ اما سپاه حسن او را محاصره كرده ، به قتل رساندند . آنان سر وى را روى نيزه گذاشته و نزديك دار العباس در مسعى نصب كردند . بدين ترتيب سپاه عراق شكست خورده ، ياران حسن ، حُجّاج را محاصره و شروع به غارت اموالشان كردند كه حسن از اين كار بازشان داشت . « 2 » بدين ترتيب بعد از آن دشوارىها و كشتن عمو و پدر كار امارت حسن استوار شد . چيزى نگذشت كه حسن از خليفهء عباسى هم عذرخواهى كرد و خليفه عذرش را پذيرفت . حسن اديب و شاعر بوده و شعرش تجلى روحيهء بىباكانه وحادثه جوى اوست . از اشعارش اين است :

--> ( 1 ) . ديوار مكه در دوران قتاده دوباره ساخته شد و براى اين ديوار دو در گذاشتند . ( 2 ) . شفاء الغرام ، ج 2 ، ص 234 ؛ منائح الكرم ، ج 2 ، ص 288 .